همه هست هستي

حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.


ميهمانان عزيزم كه بر رواق منظر چشمانم قدم نهاده اید ، خوش آمدید



دريچه‌اي به سوي ملكوت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



    السلام علي الحسين (ع)

سلام متن زير را خواهر بزرگوارم سركار خانم وثوقي در بامداد عاشورا ارسال كردند.
راستش آنقدر پر احساس و پر نغز نوشته‌بودند كه حيفم اومد تنها من خواننده اون باشم، لذا با اجازه اين عاشق دلسوخته خاندان عترت و طهارت مطلبشون را بدون هيچ گونه تغيير در وبلاگم قرار ميدهم.



السلام علي الحسين (ع)
و علي عليّ بن الحسين (ع)
و علي اولاد الحسين (ع)
و علي اصحاب الحسين (ع)
و علي انصار الحسين (ع)
و علي زوار قبر الحسين (ع)
و علي عشاق الحسين (ع)


دلم مرغ لب بام تو باشد --- وجودم تشنه جام تو باشد



سر و جانم فداي زائري باد،
سرو جانم فداي قاصدي باد،
كه در لبش پيغام حسين است،

*************


اولين باريست كه حسين روزه گرفته،
فاطمه «س» فرستاد دنبال پيامبر «ص»، كه :

بابا جان يا رسول الله «ص» اولين روزي هست كه حسين روزه گرفته، و افطار را قدم رنجه كنيد، در خدمت شما باشيم.


پيامبر «ص» خوشحال شد فرمودند :

به‌ به ميوه دلم روزه گرفته، حسين عزيزم روزه گرفته،


همه كنار سفرة افطار حسين جمعند، وقت افطار كه شد،
فاطمه «آب» جلويش گذاشت،
مي‌خواهد افطار كند، يك نگاه كرد به صورت جدش پيامبر و گفت:
يا جدا چه چيز به من مي‌دهي؟! افطار كنم!!
پيامبر «ص» نگاهي به صورت قشنگ حسين كرد و فرمود:

نصف عبادتهاي منِ پيامبر براي آنهايي كه تو را دوست دارند.


اميرالمؤمنين گفت:

حسينم افطار كن


عرض كرد:

بابا شما چه به من مي‌دهي؟!


فرمود:

نصف عبادتهاي منِ علي براي عاشقاي تو
( يك نصفه كه علي آن شب كه جاي پيامبر خوابيد، همه را بس است، اينگونه نيست؟!! )
( يا يه آه كه كنار قبر زهرا كشيد )


فاطمه الزهرا (س) فرمود:

فرزندم، پسرم، حسينم افطار كن مادرم


عرض كرد:

مادر جان شما چه به من ‌مي‌دهي؟!


فاطمه الزهرا (س) گفت :

نصف عبادتهاي منِ فاطمه براي آنهايي كه برايت گريه مي‌كنند.
( ثواب يك دونه از اون تازيانه‌ها همه را بس است، نه؟!! )
( ثواب جانبازيِ در خونه‌اش همه را بس است،‌ نه؟!! )
( ثواب يك قدم كه با حالت مجروحيت دنبال علي دويد براي همه بس است، نه؟!! )


حسن (ع) گفت:

داداش جونم افطار كن


عرض كرد:

برادر شما چه به من مي‌دهي؟


حسن «ع» فرمود:

فرداي قيامت خودم دم در بهشت مي‌ايستم، دونه دونه محبان تو تا داخل بهشت نشوند،
وارد بهشت نخواهم شد.
***************


محرم آمد و عيدم عزا شد
حسينم وارد كربلا شد
در اين عالم به هركس هر چه دادند
همه از رحمت عام تو باشد،
آقا تو حرف اولم بودي، چنان كن حرف آخرم نام تو باشد.
همه عالم بود كربلايت،
و همه ايام، ايام تو باشد.
دولب تشنه‌ات كشت و ندانست كه، دريا تشنة كام تو باشد.
نمي‌دونم ديگه چه بگم، چون چيزي نمي‌دونم كه بخواهم بگم.
فقط امروز « عاشورا » به يك نتيجه رسيدم كه براتون ميگم:
به نظرم در كربلا ديگه راه بازگشت نيست، چه اونهايي كه رفتند و ماندند،
و چه براي من و اونهايي كه رفتيم و دلهامون را جاگذاشتيم، و اين جسدهاي بي روح را برداشتيم و آورديم ، تا زماني برن توي قبر، مگر جاي جسم بدون روح و دل جاي ديگه است؟!!
نمي‌دانم! حالا تقريباً مي‌فهمم كه ميگم؟!!
امان از دل زينب كه خون شد دل ... !!
زينب يعني چه …… !!
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست؟
اين چه شمعي‌ ست كه جهان همه پروانه اوست؟

التماس دعا



بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۱

تگ ها :


    اي سپيدار بلند شهادت، اي حسين



اي سرو بلند آسمان


اي دبياچه تمام دنيا


اي آئينه تمام نماي انسانيت


مظلوميت تو سر فصل مظلوميتهاي تاريخ است


و
تشنگي تو تا هميشه  آب را از شرم آب مي‌كند


اي سپيدار بلند شهادت


من محرم را با نام «تو» و  ياد «تو» عاشقم


اي حسين جان




بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۱

تگ ها :


    چشم انتظاران ۱۲


اعظم الله اجورنا و اجوركم



سلام عليکم


... اشک را گوييد ببارد آنچنانکه رنگ خون گيرد و غم را گوييد بسوزاند آنچنانکه به افلاک رسد و سينه را گوييد چاک چاک گردد بدان صورت که دوباره شدن نتواند کوه ها را گوييد که به هم آيند و آسمان فروريزد و عرش را که به فرش دوخته گردد خورشيد نفروغد ماه نتابد و ستارگان به زمين ايند اسرافيل را گوييد که در صورش انچنان بدمد که زندگان از غمش بميرند و مردگان به عزايش برخيزند و اين المفر سر دهند و هستي قيامتي زودرس را مشق کند که چنين جسارت عظمايي بر پاکاني از تبار ذهب عنکم الرجس روا داشته شد ...
عرشا چگونه ديدي رفتن مهمان ليله المعراج را و زمان چگونه تحمل کردي بضعه الرسول را با ونه اي کبود بين در و ديوار ....
و چگونه گذشتي از غريبي علي؟ آن زمان که تنها پيکر همسرش را تغسيل مينمود و چه طاقتي بود ترا آندم که بر زانوان خسته علي مظلومانه ,حسنين نشسته بودند و در غم پزمرده شدن ياسشان آرام ميگريستند...
و اي خورشيد چه طلوعي بود آندم که ذوالفقار را بي علي ديدي؟ و ذکر فزت اش را شنيدي...
و چه حال حال شدي آندم که بر تو گفتند مگر علي نماز هم ميخواند؟! و اي زهر با چه جسارتي جگر پاک فرزند خيبر را تکه تکه کردي که امان از او بريدي ...
و اي خنجر آفرينت باد ! که بوسه گاه ختم رسل را نشانه رفتي و مگر قفاي سبط النبي همان حرمت را نداشت؟!!
و اي آب اي آب اي آب ...چگونه قطره اي از درياي بيکرانت را از سکينه دريغ نمودي؟ و اي ريگ ها چگونه بر تن سبط النبي نشستيد و از خون از قفا ريخته اش رنگين شديد؟ و اي نيزه ها با کدام توان گريه دخت سه ساله بزرگ مظلوم جفا ديده از کوفيان بي وفا را تحمل کرديد؟....
آسمانا تسليتت باد فراق يار و ارضا مبارکتت باد وصال يار و در آغوش گرفتن حضرتش ...
و امروز مصيبتش را به غم نشينيم تا مگر شفاعت کند ما را در يوم الورود ...


ملتمس دعا هستم


با تشكر از سركار خانم موسوي در ارسال اين متن - يا حق







بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸۱

تگ ها :
    هداياي شما عزيزانم ( ره توشه سفر)    +


    بنفسي انت ...

اِنَّ الْحُسَيْنَ حَرَارَة َ فِي قُلوُبِ الْمُؤمِنِينَ وَ لا تَبَرَدَ اَبَدَا



سلام بر محرم
سلام بر حسين (ع)
سلام بر فرزندان حسين (ع)
سلام بر اصحاب حسين (ع)
و سلام بر مهدي (عج) منتقم خون حسين (ع)

اي مهدي موعوي و اي منتقم خون حسين!
نياي غربت زده‌ات حسين، آنهنگام كه بي‌پروا كعبه را مي‌گذارد و روي در راه كوفه مي‌دارد،
آيا از سُست پيماني كوفيان آگاه نيست؟!.
آيا نمي‌داند پيشارويش تيغهاي آخته در انتظار ميهماني مرگند؟!.
آيا ؟؟!!! ...
چرا با خبر است، او خفيات را مي‌داند. اما امام، مأمور عمل به حجت ظاهر است، و خداوند از اهل حق، پيمان گرفته است كه اگر حضور حاضر، حجّت را به اتمام رساند، ديگر مجال درنگ باقي نماند!
از اينها كه بگذريم،
امام مظهر اراده خداست و مگر نه آنکه


« ان الله شاء ان يراك قتيلا؟! »


رضاي خداوند را امام با سلوك خويش معنا مي‌كند و اين را خود پروردگار بيان كرده‌ است:


‌« و ما تشاؤن الّا ان يشاء الله »



بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۱

تگ ها :
    هداياي شما عزيزانم ( ره توشه سفر)    +


    چشم انتظاران 11

تا نهايت آسمان

مهدى فاطمه، عليهاالسلام،
چقدر دلم براى لحظه‏هاى آمدنت تنگ شده است.
اى كاش مى‏آمدى و بر شنزار قلبم مى‏باريدى.
اين روزها كه پرنده كوچك حرفم پشت ميله‏هاى سخت‏حنجره زندانى است
اى كاش تو مى‏آمدى و با باريدن ابر رحمت‏ يكباره وجودم را دريايى مى‏كردى.


اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفآ َّءُ و َانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّء


خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد


وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ


و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شكوه بسوى تو است


الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى


و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر


مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ


محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام


وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ


و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند


الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى


چشم بر هم زدن يا نزديكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفايت كنيد


فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ


كه شماييد كفايت كننده ام و مرا يارى كنيد كه شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب


الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ


الزمان فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت


السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ


همين ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق محمد و آل پاكيزه


اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلّيِکَ الفَرَج


جمعه اي ديگر هم آمد آيا دلبر ما خواهد آمد ...



بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ اسفند ۱۳۸۱

تگ ها :


    اربعين حديث 19

خدا ترس در خلوتگاه
قال امام علي بن ابي طالب «ع»


اتّقُوا مُعُاصِي اللهِ فِي الْخُلوُاتِ، فُأِنَّ الِِشَاهِدُ هْوُ الْحُاكِمْ


‌از نا فرماني خدا در خلوتها بپرهيزيد، زيرا همان كه گواه است، داوري كند.


نهج البلاغه - حكمت ۳۲۴



بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸۱

تگ ها :