همه هست هستي

حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.


ميهمانان عزيزم كه بر رواق منظر چشمانم قدم نهاده اید ، خوش آمدید



دريچه‌اي به سوي ملكوت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



    چشم انتظاران ۴۰ - يا مقلب القلوب ...

بوی خوش تو

 

با تو می گوییم، از تو می پرسم

 

چرا هیچ از حج بازگشته ای، پیغام تو را برای ما نمی‌آورد؟

چرا مردم وقتی به هم می رسند، نمی پرسند:

تازگی ها از آقا چه خبر؟

چرا روزنامه هاخبری از تو نمی نویسند؟

 

چرا دیگر جمعه ها کسی در دروازه شهر به انتظارت نمی ایستد؟

چرا هیچ کس برای آمدنت نذر نمی کند؟

 

چرا دعا هایمان هم از نام تو خالی شده است؟

چرا بودنت را باور نکرده ایم؟

 

چرا وقتی به شهر ما می آیی، آمدنت را حس نمی کنیم؟

چرا نیامدنت را با نبودن یکی می گیریم؟

 

چرا چشمهایمان چنان آلوده گناه شد که شایستگی دیدارت را از کف دادیم؟

چرا زبانهایمان چنان با دروغ پیوند خورد که دیگر نتوانستیم با تو هم سخن شویم؟

 

چرا دلهایمان آن قدر سخت و سنگین است که نام تو هیچ لرزه ای بر آن نمی اندازد؟

چرا شرمنده نگاهت از همین نزدیکی ها نیستیم؟

 

چرا همراه نسیم، بوی خوش تو را، حس نمی کنیم؟

چرا صدای گامهای تو را که نزدیک می شوی نمی شنویم؟

 

چرا زودتر نمی آیی؟

چرا ظهور نمی کنی؟

چرا طلوع نمی کنی؟

 

******** 

سال ۱۳۸۳ رو به پايان هست و آخرين جمعه آن نيز گذشت و ما همچنان چشم انتظار ظهور (( منتظر )) باقی مونديم .....

سالی پر از فراز و نشيب را با تمام شيرينيها و تلخيهايش سپری کرديم.

و اکنون لحظه شماری شروعی ديگر را به نظاره نشسته‌ايم.

انشاء الله که سال جديد، سال عشق و صفا - شور و شعور برای همه شما عزيزان باشد .....

انشاء الله که در سال جديد تحولي بزرگ صورت گيرد و سال جديد با خوشيها و ارمغانهاي بسيار فرا برسد.

و انشاء الله که با ظهور مهدی (عج) تمامی دلتنگيهامون به پايان برسد.

در پناه حضرت دوست - سيد محسن

 



بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ اسفند ۱۳۸۳

تگ ها :
    هداياي شما عزيزانم ( ره توشه سفر)    +


    چشم انتظاران ۳۹

 قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(عليه السلام):


إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ،

وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ،

وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.


ما در رعايت حال شما كوتاهى نمىكنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارىها به شما روى مىآورد و دشمنان، شما را ريشه كن مىكردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.


......
گفتم : كي ميتوانم شيريني وصل را بچشم؟!
گفت : تا تلخي فراق را نچشي! شيريني وصل را نمي‌يابي!
گفتم : بهترين كاري كه مي‌توانيم انجام دهيم،‌چيست؟
گفت: انتظار فرج است.
گفتم: پايان كارمان چيست؟
گفت: « و العاقبة للمتقين »
گفتم: « ان اري الخلق و لا تري »
گفت : غبار را پاك كن تا ببيني
گفتم : يا وجيها عند الله اشفعي لنا عند الله
گفت : ما شما را فراموش نكرده‌ايم
گفتم: من و همسرم و فرزندم آرزوي ديدارت را داريم.
گفت: به خانواده‌ات سلام مرا برسان و بگو:

« آيا مي‌شود كسي خوبي كند و بدي دريافت كند؟ »


به خود آمدم و ديدم مردم در اطرافم دست بر دعا برداشته اند و همه با هم فرياد مي‌زدند:

« امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء »

 


اي گم شدگان! دليل خواهد آمد *** بت‌هاي زمان! خليل خواهد آمد

از سامريان و فر فرعون چه باك ***‌ موسي و عصا و نيل خواهد آمد




بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۳

تگ ها :
    هداياي شما عزيزانم ( ره توشه سفر)    +


    چشم انتظاران ۳۸

انتظار، انتظار، انتظار

مهدیا،  هر غروب که می آید به آرزوی طلوعت، سر بر آسمان بلند کرده

و دستان خود را بیرق گدایی نموده و زبان به دعا می گشایم که:

خدایا به حق غروب، غروب انتظارمنتظران مهدی فاطمه (س) را برسان.!

مهدی جان کی می آیی؟

مهدی جان مگر نمی بینی فرعونیان زمانه، چگونه به قتل و غارت  پرداخته اند؟

مگر صدای کودکانی را نمی شنوی که زیر رگبار گلوله های ظلم و ستم ، یتیمانه فریاد ، (( پدر، پدر )) آنها بلند است؟

مهدی جان کی می‌آیی؟

مهدیا! اگر من و امثال من گناهکاریم، اگر با عهد شکنی هایمان قلب نازنینت را شکستیم، هستند خیل عاشقانی که با سیلاب اشک در نیمه های شب،

 دل طوفان زده خود را اندکی ارام می کنند تا با قدوم شما صبح آرامش را در آغوش گیرند.

مهدی جان کی می آیی؟

مگر خیل عاشقانت سربازان ولایت نیستند؟

مگر آنها به چفیه رهبر اقتدا نکرده اند؟

چفیه ای که هیچ وقت از دوش مبارکش براداشته نمی شود که ،

همه بدانند:

             ما هر لحظه آماده شهادتیم!

مهدی جان ، به قلب پاک عاشقانی که پاهای آنها هنوز از شدت سرمای

                       ((قله های کردستان ))

                                                    نشانه ها دارد. بیا !

مهدی جان ، به چشمان معصوم کسانی که زیبایی عشق بازی،

غوطه ور شدن در امواج الهی،

                                  در آکواریومی به بزرگی

                  ((کانال ماهی )) ،

                                                                                               به نظاره نشتسته اند بیا !

 

مهدی جان بیا  و بر قلب های شکسته مادرانی که فرزندانشان در جبهه ها،

ترکش ندیدن روی تو آنها را دل خون کرده، مرهمی بگذار.

 

مهدی جان، آیا وقت آن نرسیده که شیعه را از این مظلومیت

                           (( بی نشان از مادری ))

                                                                                  نجات دهی تا قیامتی دیگر به پا کنند؟

مهدی جان، به آه 

((  مظلومان همیشه تاریخ )) بیا و قلب

                                (( چشم انتظاران )) را به جمال نورانی ات منور کن تا

 پایان پذیرد این واژه :

انتظار، انتظار، انتظار 

در پناه حضرت دوست - سيد محسن



بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۳

تگ ها :
    هداياي شما عزيزانم ( ره توشه سفر)    +