آقای مهربانم صمیمانه دوستتان دارم.
به نام حضرت دوست
هر گاه که به حضورشان میروم اشتیاقی عجیب وجودم را میگیرد که:
باز هم میتوانم راهی شوم؟
این اشتیاق، سماجت میکند
و زبان دل به سخن میآید و تمنایش را به ایشان میگوید که:
آیا میشود پایم را دوباره در مسیری بگذارم که ، خیابانهایش همه به یک مقصد منتهی میشود؟
آیا باز میتوانم به دیدارتان بیایم؟
آیا میشود باز پناهم دهید و دلتنگیهایم را و لاعلاجیهایم را و نا امیدیهایم را برای شما باز گو کنم؟
آیا میشود شانه هایتان باز اشکایم را دریغ نکند؟
امام مهربانم
تو امام همه مایی که کبوتر سرگشته دلمان برفراز کنبد طلایی ات به پرواز در آمده
تو امام همه مایی که آهوی رمیده جانمان بر پشت پنجره فولادیت پناه آورده است.
تو امام همه مایی آن هنگام که اسیر غرور شده ایم، به اشاره ای زیر سایه ات امانمان دهی.
تو امام مهربانی
و راهی جز سماجت بر اشتیاقم پیش روی نمیبینم
آقای مهربانم می آیم به دیدارتان
آقای مهربانم صمیمانه دوستتان دارم.
نایب الزیاره همه عزیزان هستم
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ٤:٠٠ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠
تگ ها : اهل بیت - امام رضا (ع) ، مشهد الرضا

.jpg)