هوای تنگ دل
به نام حضرت دوست
السلام علیک یا اباعبدلله
این
"هوای تنگ دل"
در این آخرین غروب محرّم،
این ... غروب سه شنبه،
چقدر آشناست!
میبینی،
درست عین آخرین غروب رمضان،.
همان دلهره و تردید،
همان دلگیری و دلتنگی،
همان افسوس و حسرت ،
و همان سئوال :
مـُحرّم تمام شد ، شدی منتظر ِ مـَحرَم ... ؟
نی لبک از نیستان
**************
پی نوشت :
کاروان اسرای اهل بیت امام حسین علیه السلام را پس از گذراندن از مسیر طولانی کوفه تا شام و گرداندن در شهرهای بین راه، به همراه سرهای نورانی و پاک به طرف دمشق آوردند. چون نزدیک دروازه دمشق رسیدند، ام الکلثوم، شمر را صدا زد و فرمود:« ما را از دروازه ای وارد دمشق کنید که مردم کمتر اجتماع کرده باشند، و سرها را از محملها دورتر ببرید تا مردم به ما نگاه نکنند.»
شمر از روی خباثت و ناپاکی و سرکشی مخصوص خودش، در واکنش به سخن ام الکلثوم فرمان داد سرها را بالای نیزه ها زدند و در میان محملها قرار دادند، آنگاه آنان را از میان تماشاچیان عبور داد، از دروازه اصلی دمشق گذراند و در کنار پلههای مسجد جامع شهر نگه داشت.
تاریخ ورود اهل بیت را به شام در روز اول ماه صفر نوشته اند و بنی امیه آن روز را عید گرفتند.
در بعضی روایات، اهل بیت را سه روز در دروازه شهر دمشق نگاه داشتند.
منابع:
لهوف سید بن طاووس، ص 207
نفس المهموم، ص 239
قصه کربلا، ص 480به نقل از سایت رشد
سید محسن
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ٥:٠٠ ب.ظ روز سهشنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧


