همه هست هستي

حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.


ميهمانان عزيزم كه بر رواق منظر چشمانم قدم نهاده اید ، خوش آمدید



دريچه‌اي به سوي ملكوت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



    سرو روان

به نام حضرت دوست

 

گل  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم گل

 

 

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم

زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم

 

عصر جمعه هست
و انتظار و دلتنگی
چقدر با هم عجین شده اند این دو در کنار هم

باران میبارد
این باران چه طراوتی به زمین بخشیده
زمینی که تا چندی پیش سرمای زمستان زندگی را از آن گرفته بود

و اکنون وزیدن نسیم بهاری و بارش باران ، حیات را به آن هبه کرده

و جعلنا من الماء کل شیء حی

خدایا !

ای رحیم
ای مومن
ای  مهیمن
ای مصور،
ای مجید،
ای مجیب،
ای مبین،
ای مولی،
ای محیط،
ای مصیب،
ای متعال،
ای محیی،
ای متین،
ای مقتدر،
ای مستعان،
ای مبدی،
ای مالک

چنان کن که:

دلهای ما مدد اشک عشق به

محمد (ص) و اهل بیتش (ع)

جوانه زند  و سبز شود

تا

هم بروید و هم برویاند


یا حسین

 

 

در پناه حضرت دوست 



بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩

    هداياي شما عزيزانم ( ره توشه سفر)    +


    هوای تنگ دل

به نام حضرت دوست

السلام علیک یا اباعبدلله 

این

"هوای تنگ دل"

در این آخرین غروب محرّم،

این ... غروب سه شنبه،

چقدر آشناست!

می‌بینی،

درست عین آخرین غروب رمضان،.

همان دلهره و تردید،

همان دلگیری و دلتنگی،

همان افسوس و حسرت ،

و همان سئوال :

مـُحرّم تمام شد ، شدی منتظر  ِ مـَحرَم ... ؟

نی لبک از نیستان

**************

پی نوشت :

کاروان اسرای اهل بیت امام حسین علیه السلام را پس از گذراندن از مسیر طولانی کوفه تا شام و گرداندن در شهرهای بین راه، به همراه سرهای نورانی و پاک به طرف دمشق آوردند. چون نزدیک دروازه دمشق رسیدند، ام الکلثوم، شمر را صدا زد و فرمود:« ما را از دروازه ای وارد دمشق کنید که مردم کمتر اجتماع کرده باشند، و سرها را از محمل‌ها دورتر ببرید تا مردم به ما نگاه نکنند.»

شمر از روی خباثت و ناپاکی و سرکشی مخصوص خودش، در واکنش به سخن ام الکلثوم فرمان داد سرها را بالای نیزه ها زدند و در میان محمل‌ها قرار دادند، آن‌گاه آنان را از میان تماشاچیان عبور داد، از دروازه اصلی دمشق گذراند و در کنار پله‌های مسجد جامع شهر نگه داشت.

تاریخ ورود اهل بیت را به شام در روز اول ماه صفر نوشته اند و بنی امیه آن روز را عید گرفتند.

در بعضی روایات، اهل بیت را سه روز در دروازه شهر دمشق نگاه داشتند.


منابع:
لهوف سید بن طاووس، ص 207
نفس المهموم، ص 239
قصه کربلا، ص 480

به نقل از سایت رشد

سید محسن

در پناه حضرت دوست



بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧

    هداياي شما عزيزانم ( ره توشه سفر)    +