آقا جانم شما را قسم
به نام حضرت دوست
آقا جانمسلام
دل تنگم
و دلم از این روزگار به تنگ آمده است
اجازه هست از دلتنگیم برایتان بگویم؟
از عطشم
از چشم انتظاری
از کوچه باغ های دلتنگی
از جمعه هایی که شما نیامدی
و
این جمعه هم به ندیدنتان اضافه شد
و من مانده ام و دلی که همیشه بی قرار شماست
و دستهایی به قنوت گرفته شده
و دعاهای فرجهای خوانده شد
و سیل اشکهایی که بی اختیار جاری هستند.
آقا جانم
شما را قسم میدهم
به همه دلتنگی ها
به همه تشنگی ها
به همه اشک ها
به همه دعاهای قنوت
ظهور کن و بیا
ظهور کن و بیا
که
تو آخرین امید چشمان خیس و دلهای شکسته و لبهای تشنه مایی ما هستی
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۱٢:٠٠ ب.ظ روز جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها : اهل بیت - امام مهدی (عج) ، جمعه ظهور
مردی خواهد آمد!
به نام حضرت دوست
او خواهد آمد
مردی خواهد آمد!
تا عدالت و مساوات و برابری را معنا بخشد
می دانم که خواهد آمد
باور کن مردی خواهد آمد!
************
آغاز امامت حضرت (عج) بر تمام
عاشقان و منتظران و پیروانش
مبارک باد
************
گرامی باد یاد و خاطره تمامی شهدای انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس
و گرامی باد ۱۳ بهمن سالگرد شهادت
شهید عارف عبدالرحمن دادآفرید
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠
روزهای عاشقی- بی تو...
به نام حضرت دوست
بازهم رمضان دیگری بی تو...
بازهم ضیافتی همراه تو بی آنکه بشناسمت...
باز هم فصل نزول ملایکه بر خانه ای
که نمیدانم در کدامین سوی این جهان است...
فصل عبادتی که بی دیدار رویت چیزی کم دارد...
بهارقرآن صامت بی قرآن ناطق...
باز هم رمضان..
یک بار اگر از عمق جان گفته بودم عزیز علی ان اری الخلق و لاتری... شاید سروش دیدارت نسیمی میشد بر دل خسته ام...
چه لطفی دارد که میدانم هر صبح و شام با من همسفره ای...
کنارت بر یک خوان نشستن چه صفایی دارد...
اما... تو که مرا میشناسی آقا...
گاهی نگاهم میکنی؟ ...گاهگاهی به نگاهی دل ما را دریاب!
گاهی کنارم مینشینی؟
گاهی کلامی با من میگویی؟
هر چه باشد با هم به یک ضیافت فراخوانده شدیم...
نمیشنامت اما
تو که مرا میشناسی!
بگذار یکبارنگاهم در نگاهت باشد
یکبار صدایت در گوشم بپیچد...
غم مدار.. نمیشناسمت...
این دل زنگار بسته سنگی هم
چیزی از گرمای نگاهت نخواهد فهمید...
اگر نه
شبها دعایم میکنی اقا؟
دستهایت را که بالا بردی پیش از افطار
میشود خیال من هم از نگاه دعایت بگذرد؟
میشود یکبار بعد از دعای سحرت
برای سحر شدن شب تار دل من هم نجوایی کنی؟
ابوحمزه که خواندی میشود من هم در یاد اشکهایت باشم؟
دلم تنگ است آقا
باز یک رمضان دیگر.. بی تو؟
نقل از وبلاگ : روزهای عاشقی
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠
آواره ی کوچه انتظار
به نام حضرت دوست
مولا جان
امروز "فردای" دیروز است که به انتظار تو منتظر رسیدنش بودم
امروز " آدینه " است
و از سپیده دمانش تا هنگامه غروبش چشم بر شفق خواهم دوخت و تو را جستجو می نمایم .
مولایم
آیا خواهی آمد ؟!
آیا می توانم تو را ببینیم ؟!
آیا راه ملاقاتی به سوی تو هست آقایم ؟!
چه می شود که تنها یک بار همین بار بفرمایی : آری !
که از شوق مجنون خواهم شد و آواره ی کوچه انتظار .....
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز جمعه ٢۱ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها : اهل بیت - امام مهدی (عج) ، شعر انتظار
امام حسین (ع) از کلام امام مهدی (عج)
به نام حضرت دوست
امام ما مهدی (ع) اینگونه جدش حسین (ع) را می ستاید :
« قرآن را سند ؛ و امت را معتمد ؛ و در طاعت ، کوشا ؛ و بر عهد و پیمان ، پویا ؛ از راه فاسقان ، برکنار ؛ و بر آنچه داشت ، بخشش کار بود ؛ رکوع و سجودش طولانی ، و نسبت به دنیا چون کوچ کنندگان زاهد و به دیدهء هراسندگان بدان ناظر بود » .
ترجمه نفس الهموم
تألیف حاج شیخ عباس قمیدر پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : میدا
ساعت ۱:۱۳ ب.ظ روز جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۸
سلام آقا جانم
بسم ا... الرحمن الرحیم
نمی دانم این دل نوشته را چه بنامم ،
که نه به شعر ماند و نه به نثر ، فوران عشقی است ،
تقدیمی به محبوب ِ معشوق هستی ،
حضرت صاحب (عج) ، هر چه دوست می دارید نامش گذارید .....
............................................................
زاهدا گوش ی محراب نشستن ، عشق نیست
عشق ،
باده نوشیدن و در میخانه نشستن ، بی دیدار ، در حضور یار نشستن
چشم در چشم خمار محبوب بستن ،
همچو مجنون کوی به کوی ، خانه به خانه ، در بدر گشتن ،
بهشت بی دیدار ، دوزخ است، در دوزخ بَست نشستن
از حور و پری ، قلمان ، دل گسستن ،
می پرستی ، در بَر محبوب ،خود شکستن ،
ترک ایمان ، گر که بی معشوق بودن ، به ز ایمان
پیرو زرتشت و مسیح و موسی و احمد و آل محمد(ص)
همه ،
عهد و پیمان با جانانه بستن
نگسستن ، نشکستن
شکوه از جور و جفای یار دور از نظر ، ننمودن
در قل و زنجیر عشقش
از کل هستی گذشتن ، از دام بهشت رَستن
مست و یاغی ، محتاج جام ساقی ، جام باقی
انتظار را شرمنده کردن
از عشق رستن ، از نَفس گذشتن
دل به یار بستن ، عهد بستن ، پیمانه شکستن
که
ای ساقی و ساغر و می
من همان مجنون مستم ، دل به تو بستم
محو چشمان زیبای تو هستم ، قمری عاشق و دیوانه ی تو هستم
وای که رستم ،
از خویش گذشتم ،
همه اکنون تو هستم .....
یا حق
بينواي غرق در عجز و نياز : میدا
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز سهشنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸
تگ ها : اهل بیت - امام مهدی (عج) ، دل نوشته
برکه غدیر
به نام حضرت دوست
گاه حنجره که محل ظهور کلام هست، در پس خود انبوهی از حرفها را سد میسازد
و گاه دست که باید قلم در دست گیرد تا اندیشه را به تحریر در آورد، از گرفتن بازمیماند.
قامت به نماز که میبندم همه چیز را به جز خویش در نماز مییابم. (من عرفه نفسه فقد عرفه ربه)
در پیچ و خم زندگی روزمره باید خدا را پیدا کنم، خویش را نیز گم میکنم.
فطر و عرفه و قربان چه زود رفتند!!
و اکنون میهمان غدیر هستیم!!
احساس عطش دارم لبهایم خشکیده هست
و جوشش عجیبی در درونم حس میکنم،
ضربان قلبم را به وضوح میشنوم.
تشنه ام باید وضو گرفت!
در برکه غدیر باید وضو ساخت تا به مهدی (عج) اقتدا کرد!
اما
وضویی که بی شناخت علی (ع) باشد!
وضویی که بی ذبح عظیم باشد!
وضویی که بی امامت باشد!
وضویی که بی ولایت باشد!
وضو نیست !
*************
شناخت امام علی (ع) لازمه شناخت مهدی موعود (عج) هست!
عید غدیر بر آنان که علی (ع) را شناختند مبارک باد
*************
پی نوشت :
عیدی بهتر از دعا نمیابم , همه با ذره ذره وجود آمین بگوییم
۱ - اللهم اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره
الهی آمین
٢ - بی شک این (جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره) چیزی نیست
جز فرج آقا و مولایمان حضرت مهدی (عج)
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸۸
تمنای ظهور
به نام حضرت دوست
یا ضامن آهو !با تو تجدید پیمان می کنم
و در شادی همه عاشقان و منتظران ظهور فرزندت
مهدی موعود (عج) ،
به شادی خواهم نشست و همه در کنار هم دست بر دعا خواهم برداشت
و تمنای ظهور فرزندت را خواهیم نمود!
خدایا ظهور حضرت حجت بن الحسن را نزدیک بگردان!
الهی آمین
*********
نایب الزیاره همه عزیزان در مشهد الرضا (ع) هستم
در پناه حضرت دوست
پی نوشت ١ :
* یاد و خاطره دلاور مردی و جانفشانی بسیجیانی گرامی باد
که اکنون در جنت رضوان سکنی گزیده و جامانده های آن غافله سالهای سال هست در پیچ و خم زندگی روز مره به دست فراموشی سپرده شده اند
همانان که پیر و مرادمان حضرت روح الله (ره) افتخارش در این دنیا آن بود که نامش در آن مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنام ثبت کرده است و خویش را خدمتگذار آنان میدانست.
دلم برای استشمام عطر بهشتی اونها بیتاب هست
ملتمسانه از همه شما میخواهم دست بر دعا بردارید
و دعا کنید لایق استشمام عطرشان هر چه سریعتر گردم
مشهد الرضا - شب عرفه
٢٢:٢۵
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز پنجشنبه ٥ آذر ۱۳۸۸
عصاره هستی
به نام حضرت دوست
این نه شعر است و نه نثر ، واگویه ی قلبی عاشق و امیدوار و منتظر است که از انتظار هرگز خسته نمی شود ....
بی وزن و قافیه ایش را ببخشایید و با دلی عاشق بخوانید مطمئنا همنوا خواهید شد .....
سلام آقا جانم
ترسم از پایان عمر است و ندیدنِ روی تو
غروب جان من و نرسیدن به کویِ توترسم از آن است تو بیایی و من دیگر نباشم
عمرم به سر رسیده باشد و نبینم روی توهر سحر هر شام می خوانمت به آوای حزین
اجابتی نمی بینم حتی به اشارتی ، نیست امیدی ز سوی تو ؟با غم و اندوه بر سر راه تو نشسته ام به انتظار
آه از دل خونین ، آه از غم هجر خال هندوی توبر آن ردای سبزینه ات رشته ی دلم را سخت بسته ام
شاید که بباری باران بهاری ، بر من شوریده و شیدای توچه شبهای تار و چه روزهای سردی گذشت بر من
همیشه منتظرم به شنیدن ، یا رسیدن خبری ز سوی توآه از بیدلی من و آنهمه نیاز من و این همه ناز تو
کی شود که به سرآید روزهای سختِ بی توهر سو نگرم ، آسمان و زمین ز تو می سرایند خلایق
حتی چکاوک کوچک غزلخوان وصف روی و موی توکاش می سرود نسیم آواز وصل ، آرام میشد دل بی قرار ما
می شنیدیم به جان و دل آوای ِ آمد، عصاره هستی ، یعنی تومی شنیدیم هدهد خوش خبر می گوید به فریاد و سروشی بلند
آمدی ای آنکه جهانی است در انتظار عدل خوش خوی توکاش مرا نیز چون تو ای عزیز دور از نظر و حبیب بی یاور
هزاران سال زندگی باشد و من سر بسایم به خاک کوی توشاید بیایی و ببینیم که چه عاشقانه نشسته ام پشت در
بسوزد دل مهربانت ، بگیری دست این عاشق دیوانه ی توبر این امید زنده ام آقا جان مهربان و دلآرام سبزپوشم
چه حلاوتی دارد لحظه رسیدن من به وصال عارفانه ی تو
میدا / 28/8/88
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : میدا
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۸
تگ ها : اهل بیت - امام مهدی (عج) ، شعر انتظار
مراد دل
به نام حضرت دوست
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست
طوفان زده ام راه نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمهء یا مهددی
بهر گل نرگس صلواتی بفرست
**********
سالروز ازدواج بانوی بزرگوار
حضرت فاطمه الزهرا (س) بنت محمد بن عبد الله (ص)
با یگانه مرد خوبیها مولا متقین
حضرت علی بن ابی طالب (ع)
بر همه مردان و زنانی که به آنها اقتدا کردند و قدم در راهشان نهادند مبارک باد
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸۸
ای کاش بگویی چه کنیم ؟!
به نام حضرت دوست
آقا جانم امام زمان (عج)
ای هستی محض!
ای خورشید فروزان!
خودت بگو مولایم
چه کنم ؟!
چه کنیم ؟!
که تو بیایی
و نور وجودت پدیدار گردد و گرما بخش وجود یخ زده مان شود.
ای کاش بگویی
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸
تگ ها : اهل بیت - امام مهدی (عج) ، شعر انتظار
راز دل
به نام حضرت دوست
جانا زهجر رویت شب تا سحر بسوزم
شب تا سحر برایت با اشک تر بسوزم
چون صبح می شود باز تا شام من غمینم
با این غمی که دارم شام دگر بسوزم
در رهگذر بیایم از تو سراغ گیرم
چون کام برنیاید در رهگذر بسوزم
با دوستان نشینم ، باذکر تو قرینم
از جمع دوستان باز من بیشتر بسوزم
چون آفتاب بینم ، ای آفتاب عالم
چون زیر ابر هستی من بیشتر بسوزم
هر جا قدم گذارم در سوز و ساز هستم
هم در حضر ز هجرت هم در سفر بسوزم
تو از علی صافی گیری خبر چه نیکوست
چون نیستم ز حالت من با خبر بسوزم
سروده حضرت آیت الله العظمی علی صافی
(کتاب راز دل)
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : میدا
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸
تگ ها : اهل بیت - امام مهدی (عج)
وداع با رمضان
به نام حضرت دوست
ای مولا و مقتدایمان
ای صاحب الامرمان
ای مهدی موعود (عج)
امسال
با نگاهی متحیر و دلی غمبار
چشم به فجر 15 شعبان دوخته بودیمامسال
پرنده رجب خونین بال بود که در آسمان شهرمان به پرواز در آمدامسال
نگاه به افقهای دور انداخته بودیم تا به استقبال رمضان برویم
رمضان که آمد او را با قدی خمیده دیدیمو اکنون رمضان ماه میهمانی خدا
به همان ظرافت که آمد ، رفتو چه سخت هست از دست دادن پاره ای از وجودمان
ای ماه بزرگ خدا،
و ای عید مبارک دوستان خدا سلام و درود ما بر تو ای گرامیترین یار و مونس ما.
درود و سلام بر تو ای ماه عزیز که همدم ما بودی
ای ماه بی دل شدن دلها، فراقت و فقدانت دلها را دردناک خواهد کرد.درود و سلام بر تو ای ماه عزیز که چون به ما روی آوردی با تو انس و الفت و نشاط یافتیم و حال که داری میروی و روی از ما برمیگردانی همه دلها وحشتزده و محزون کردی،
درود و سلام بر تو ای ماه مبارک، که در اثر همجواری تو دلها رقت و شفقت با هم داشتند و فسق و فجور کمتر از بندگان دیده میشد.
درود و سلام بر تو ای ماه شریف که بر علیه شیطان ما را یاری نمودی و خوش رفیقی ودی که طریق نیکو کاریو احسان را بر ما آسان کردی.
سلام و وداع ما با تو ای ماه مبارک نه از روی ملامت و دلتنگی است،
ترک روزه تو نه از خستگی و انضجار است، بلکه با محبت قلبی و شوق ذاتی به ناچار با تو وداع خواهیم کرد و درد فراقت را نا گزیر تحمل خواهیم کرد.
خدا حافظ ای ماه بی دلی جان،
خدا حافظ ای ماه رحمت،
خدا حافظ ای ماه پر سر و راز،
خدا حافظ ای ماه خدا ،
خدا حافظ ای ماه رمضان ،
چشم به راهت خواهیم ماند .
سلام مرا به خدا برسان
استشمام عطر خوش عید فطر و فطرت
از پنجره ملکوتی رمضان گوارای
وجود پاکتان
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸۸
سلام بر ماه رهایی روح از زنجیر شیطان
به نام حضرت دوست
سلام بر ماه خدا
سلام بر ماه دلدادگی و وصال
سلام بر ما بی دلی جان
سلام بر ماه وزیدن نسیم رحمت الهی
سلام بر ماه پرواز در ملکوت اعلی
سلام بر ماه شفاء دردهای پنهان و آشکار
سلام بر ماه اصلاح امور مسلمین از هر فسادی
سلام بر ماه اشک و سجاده و سجده
سلام بر ماه رهایی مستضعفین از بند ظالمان
سلام بر ماه شور و عشق و شیدایی
سلام بر ماه آزادی اسراء از چنگال ستمگران
سلام بر ماه لطافت خالق با مخلوق
سلام بر ماه رهایی روح از زنجیر شیطان
سلام بر ماه مناجات ربنا ربنای دل
سلام بر ماه عشق بازی با یگانه معبود هستی
سلام بر ماه گشایش دربهای آسمان و بهشت
سلام بر ماه عفو و بخشش
سلام بر ماه عبادت و بندگی
سلام بر ماه داشتن و بخشیدن
سلام بر ماه بخشیدن و پذیرفتن
سلام بر ماه رستگاری و سعادت
سلام بر ماه آمرزش
سلام بر ماه رحمت
سلام بر ماه کرامت
سلام بر ماه نزول قرآن
سلام بر ماه کتاب مبین و جاویدان
سلام بر ماه آشتی با حضرت دوست
سلام بر ماه تقرب به خدا
سلام بر شریفترین ماههای سالسلام بر رمضان
حلول ماه رمضات المبارک 14٣٠ هجری قمری
را به تمامی برادران و خواهران دینی و ایمانیام
تبریک و تهنیت عرض مینمایم.خدایا !
ای که همه هست هستی از آن توست!
ستایش میکنم تو را که لایق دانستی و بار دیگر نغمه پرندگان بهشتی را به گوشم رساندی،
اما چرا این بار نغمه شان دیگر شور انگیز نیست؟!
نمیدانم به سوگ نشسته اند که این گونه غمگین میسرایند ؟!
یا که ... ؟!
این بار بهارمان با بهار سالهای قبل متفاوت هست .
تشنه ایم و زمین وجودمان خشک!
آب را بر ما بسته اند تا سبز نشویم تا نروییم
محبوبم
ای یگانه معبود هستی بخش !
بیتاب عدالت هستیم
و عدالت در انتظار مهدی !
فرجش را نزدیک بگردان
الهی آمین
در پناه حضرت دوست
پی نوشت 1، چهارم رمضان :
خدایا!
مرا با چوب ِ کیفرت ادب مکن و چنان مپسند که از کسانی باشم که - در چاره جویی - سزاوار ِ مکرشان می دانی!ای پروردگار من!
مرا کجا سودی خواهد بود که هیچ سودی جز از درگاه تو فراهم نباشد؟
نیز از کجا راهی به رهایی یابم ، که کسی جز به عنایت تو ، راهی به رهایی نیابد؟نه نیکوکاران را به یاری و مهرت بی نیازی باشد، نه او که بد می کند و با گستاخی در خشنود کردن تو نمی کوشد، از قلمرو قدرت ات بیرون است.
یا ربّ ِ یا ربّ ِ یا ربّ ِ یا ربّ ِ ....
پی نوشت ٢، پنجم رمضان :
بار پروردگارا!
تو را با جلوه های خودت شناختم و این تو بودی که با بنده نوازی هایت دلیل این را شدی و مرا به سوی خویش فراخواندی.
اگر تو با چنین لطفهایی نبودی، من کجا و شناخت ِ حقیقی ِ چون تو کجا ؟!
خدایی را سپاس که تا او را می خوانم، بی هیچ درنگی مرا می پذیرد و پاسخ میگوید، هر چند که من در پاسخ به هر دعوت ِ او کندی می کنم!
و خدایی را سپاس که تا از او چیزی میخواهم، بی دریغ با بخشش ِ خود مینوازدم، هر چند که من نسبت به وامی که او خواسته است بخل ورزیده ام.!
و سپاس خدایی را که هر گاه بخواهم دست ِ نیاز به سویش میبرم و او را صدا میزنم، چنان که او مرا فرصت داده است که هر زمان بخواهم راز ِ خود را در خلوت ِ مناجات - بی واسطه - با او در میان بگذارم ، سپس حاجتم را روا کند!
پی نوشت 3 ، ششم رمضان :خدایا!اگر مسافر کوی تو شده ام و چنین با تو راز و نیاز می گویم، تنها با این توجیه هاست که:به بزرگواری تو اعتماد دارم، از راستی وعده ات آرامش می یابم و ایمان به توحید و یگانگی ات را پناهگاه خود می دانم.نیز با شناختی که از تو دارم ، در اوج یقین بر این باورم که :مرا جز تو پروردگاری نیست و این تنها تویی آن معبود ِ یگانه ای که شریک ندارد!
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها : رمضان المبارک ، اهل بیت - امام مهدی (عج)
عاشق و معشوق و عشق
به نام حضرت دوست
بنام تو عاشق و معشوق و عشق
سلام آقا جانم
تولدت مبارک ،
تولدت ستاره باران ،
تولدت پر از یاس و نرگس و اقاقیا ،
تولدت پر از عشق و مهر و محبتآقاجانم ، محبوبم
ردایت را و آن شال سبز تحت الحنک بسته ات را می بوسیم ، خاک پایت ، توتیای چشمان شرمسار ما است .آقا جانم ، نازنینم
ما را ببخش که تو هنوز نیامده ای و می دانیم که دلیل نیامدنت انتظار ما منتظران است.عزیز دلم ، آقا جانم
در باور هیچ اندیشمندی نمی گنجد که باید جهان را پر از بیداد و ظلم نمائیم!
تا تو بیایی که تو محبوبم ظلم را بر نمی تابی و ظالم را تو آنگاه می آیی که بشریت با تمامی وجودش و با تمامی خواسته اش تو را بخواهد،
همچنان که جدت مولای یگانه و بی بدیلم ، جانشین حقیقی حضرت دوست بر تمامی آسمانها و زمین ،علیّّ ِ اعلی (ع)
را خواستند و او پذیرفت و آمد ، آنها عدل را با تمام وجودشان خواستند و مجسم واقعی عدل الهی آمد و حال نیز ما عدل را می خواهیم ، ای عدل الهی ، بیا ....
آقا جانم
می دانیمتا هنگامی که انسانیت در غل و زنجیر نفسانیت باشد،
تا هنگامی که تکیه کنندگان بر مسند و اریکه قدرت در تمامی زمین ،
بر این باور کور باشند که :هر کسی با آنها باشد ، خوب
و
هر کسی با آنها نباشد، بدتو ، نخواهی آمد.
تا هنگامی که بشریت گرسنگی و چپاول و ظلم و جور را سرلوحه رفتارش قرار دهد و برای هر مسئله ای توجیهی بیاورد ،
تو ، نخواهی آمد.تا هنگامی که ما شاهد بی عدالتی و جور باشیم
تا هنگامی که سکوت را تقیه بدانیم،
تا هنگامی که گرسنگی را حق سیاهان
تا هنگامی که مرگ را حق همنوعان خویش بدانیم،
تو ، نخواهی آمد .تا هنگامی که در برابر حضور همیشه حاضرت و چشمان مهربانت خویهای حیوانی خویش را و شیطان صفتی و دنائت نفسمان را با افتخار به نمایش در آوریم ،
تو ، نخواهی آمد .آقا جانم
قلبم از این همه آلام به درد آمده است
سرم بشدت سنگین است
و می دانم که دیگر طاقت دوری از تو عزیزم را ندارم ،
من بیمار هجر و نیامدنت شده ام آقا جانم ، و روز به روز غمگینتر وافسرده تر می شوم ، من بیمار غم و اندوهت شده ام آقا جانم .ما را ببخش که خواستهمان کوچک است و در خور وجود عزیزت نیست .
ما را ببخش که گاه از آمدنت بیم داریم ، که می دانیم شرمسارت خواهیم بود .حبیبم
لحظه ای نیست که حضورت را و چشمانت را که بر افق خیره مانده و منتظر است ، منتظر ، قم یا حبیبی ، یا مهدی.... حس ننماییم .خسته ترین خسته
تو چه کشیده ای و چه دیده ای در این هزار و اندی سال ،
که اگر اشکهایت را جمع میکردیم ، خود دریایی میگشت ،
که اگر انتظارت را جمع ببندیم ، عددی برای شمارش نمییابیم ،
که اگر غمت را پخش کنیم به هر انسانی از آدم تا آخر سهمی می رسد
که اگر ....می دانم آذینهایی که در زمین برای تولدت می بندیم بیش از هر چیز غمگینت میسازد
که تو منتظر آذینهای دل مائی در انتظاری حقیقی و راستین و خواستنی ....
صاحب دلهای شکسته
باور کن ما را
و عشقمان را و ببخش ناتوانی این عشق را که حجاب بین ما را نمی تواند از بین ببرد و تو در میان ما رهگذری غریب می شوی ....باور کن انتظارمان را
و ببخش ناتوانی این انتظار را که سدهای فاصله ی ما را نمی تواند بشکند
و تو با گامهای خسته و دل شکسته از ما هِی دور و دور و دورتر می شوی ....باور کن خواستن ما را از صمیم دلهای پر بغضمان
و ببخش ناتوانی این خواسته را که نمی تواند تو را بیاورد
و تو ، بغض نگاهت را بر این خواسته می دوزی ....آقا جانم ای آقا جانم
کاش گُلی بودم که در مسیر قدمهای تو می روئیدم ،
کاش پروانه ای بودم که گِرد شمع وجودت می سوختم ،
کاش چکاوکی بودم که سحرگاهان در کنار سجاده ات نغمه سرایی می نمودم ،
کاش خاکی بودم که سجده گاه پیشانی پر از نور تو می شدم ،
کاش کلمه ای بودم که از زبان تو خارج می شدم ،
کاش مژه ای بودم که گرداگرد چشمانت غبار را از دیدگانت میربودم و خود را در اشکهایت می شستم .
کاش تار نخی بودم و خویش را در ردایت پنهان مینمودم
و حتی ، به نازکی همان نخ تو را محافظت مینمودم ،
کاش نمی از باران بودم و بر گونه هایت مهمان میشدم ،کاش .....
آقا جانم
چه سخت است دلتنگی و من ، سخت ، سخت ، سخت دلتنگ توأم ،و ، منتظر ،
که شاید روزی این دلتنگی به حضورت تبرک یابد .....
با همه ناتوانی خواسته هایمان آقا جانم بیا ،
برای خدا بیا ،
برای دلهای شکسته و تنهای رنجور و اندوههای بی پایان و بغضهای نترکیده بیا،
آقا جانم فقط بیا ....
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز جمعه ۱٦ امرداد ۱۳۸۸
موتٌ فى عزٍ خیرٌ من حیاةٍ فى ذُلٍّ
به نام حضرت دوست
دلتنگی این روزها و دل گرفتگی این روزها
برای امام (ره) و شهدا آنان که عاشقانه جان خویش را در طبق اخلاص نهادند تا از انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی ایران صیانت کنند
مرا بیش از حد بی تاب کرده
آتش فشانی که در درونم در تلاش هست تا روزنه ای به بیرون باز کند تا فوران کند را به سختی میتوانم کنترل کنم
امروز سوم شعبان هست سالروز میلاد سرور آزادگان جهان
او که هنگام تولدش پیامبر(ص) با دیدگانی پر از اشک بر گلویش بوسه زدند
او که اگر نبود و نباشد
گردیدن ما بر گرد کعبه و کاخهای مجلل ظالمین و حاکمان سفاک یکی هست
او که در برابر لشکر یزیدیان ایستاد و سرفرازانه گفت :
ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی یا سیوف خذینی;
اگر دین محمد جز با جان سپاری من راست نمیماند،
ای شمشیرها! بیایید و مرا در آغوش خویش گیرید
...
اکنون میلاد آن اسوه آزادگی هست
او که در هنگام نوشیدن آب زمزمه میکنیم
السلام علیک یا ابی عبد الله الحسین علیه السلام
هیچگاه شده که هنگام نوشیدن آب
یادی از علمدار کربلا کرده باشیم؟
از ایثار او سخن زیاد بیان شده
اما از آب را به آب هبه کردن کم گفته اند و عظمت روح او
فقط یک نکته بگویم
هر گاه در کنار آب بودیم و نتوانستیم و نخواستیم آب بنوشیم
آرام زیر لب زمزمه کنیم
السلام علیک یا ابا الفضل عباس سلام لله علیه
و سجاد علیه السلام آن اسوه تقوی و عبادت و وارستگی
مشیت الهی بر آن قرار گرفت
تا آن ایام در بستر بیماری باشد چرا که چراغ هدایت و خورشید امامت نباید غروب کند
شاید ذره ای غیرت حتی از روی جهالت و تعصب در دل سیاه یزیدیان بود که زنان و کودکان و و آنان که در بستر بیماری هستند را به رسم عرب از دم تیغ نگذرانند و به اسارت ببرند.
این شعبان المعظم چه رازهایی در خود نهفته دارد
امید که در نیمه اش چشمان بی فروغ همه منتظران به نور جمال
مولای پنهان از دیدگانمان روشنی یابد
و انتقام مظلومان و مستضعفان جهان
از یزیدیان زمانه ستانده شود
انشاء الله
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸
در دل ندهم غیر تو را راه ؛ ای مایه خشنودی الله
به نام حضرت دوست
به دنبال وزن و قافیه نگردید ، آنچه دل گفت قلم نوشت ....آقا جانم سلام
ای در همه دنیا شده برپا شرر از غایت حسنت
جانم به فدایت
ای هستی شده مبهوت برآن عارض و آن دیده مفتون
هر دل به تو مجنوندر دل ندهم غیر تو را راه
ای مایه خشنودی اللهای شوق ز کویش بوز هر صبح و هر شام
با دیده ی خندان
ای عشق بنواز شور بر این کلبه احزان
در محفل جاناندر دل ندهم غیر تو را راه
ای مایه خشنودی اللهبا هر تپش قلبم ، نام تو بر آید
غم نیز سَرآید
در چشم نیاید جز " الف قامتت " ای یار
ای دلبر و دلداردر دل ندهم غیر تو را راه
ای مایه خشنودی اللهمی سوزد دلم هر دم از غایت امید
باشد که بیایی
دیدار رخ همچو مَهَت بر ما نمایی
ای محبوب معبوددر دل ندهم غیر تو را راه
ای مایه خشنودی اللهگر قسمت من شد که دهم در ره تو جان
ای سایه یزدان
بر عرش روم رقص کنان هر دم و هر آن
عالم به تو حیراندر دل ندهم غیر تو را راه
ای مایه خشنودی اللههرگز نشوم لحظه ای غافل
ز تو ای ذکر الهی
که منم
مبهوت وِ مجنون ،
منم عاشق محزون
آنگه که برسد لحظه موعود
منم
واله و شیداای وای که روی تو چه نیکوست
ای یوسف اول
توئی نور مجلل
چه دهم لایق تو
ای طایر قدسیبیا یار...
این جان
اینم دل
اینم کل وجودم
توئی روح قنوتم...
بر این عشق الهی
بر این مهر خدائی
در بر معبود
در حال سجودمدر دل ندهم غیر تو را راه
ای مایه خشنودی اللهمیدا
٢٨/١/٨٨
در پنام حضرت دوست
***********************************
پ . ن . ١:
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
مبارک باشد بر تمام برادران و خواهران دینی و ایمانی
که در یک حرکت همگانی دست بر دعا برداشته
و با اهدا صلوات بر محمد (ص) و آل محمد (ع)
عاشقانه و عاجزانه تعجیل در فرج مولا و مقتدایمان امام زمان (عج)
را از درگاه ایزد منان آن کریم بی همتا مسئلت دارند .
پ . ن . ٢ :
پسرم سیّد محمّد مهدی
میدانی که زندگی موهبتی است که به ما ارزانی شده است و تا وقتی امید هست باید زندگی کرد و شاد زیست.
پس به امید روزهای خوب آینده :
دوازدهمین سالروز تولدت مبارک
به نقاط قوت خود توجه کن، و از این که هر سال با موفقیت بیشتری از عهده فعالیتها و مسئولیتهای خود بر آمدی ، بهترین برنامه ریزی را برای آینده رقم بزن.
پسرم ،
بدان که « زندگی » هدیه خداوند است به شما
و « شیوه زندگی » شما، هدیه شما به خداوند.
امیدوارم امروز که برایت به یاد ماندنی ترین روز زندگی شود.
پدرت
بينواي غرق در عجز و نياز : میدا
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها : اهل بیت - امام مهدی (عج) ، دل نوشته
چهارمین طرح ختم صلوات 110 روزه
به نام حضرت دوست
چهارمین طرح جشن صلوات 110 روزه
به نیت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) و سلامتی ایشان
همرهان عزیز اگر همراهی میکنید
بسم الله
شروع : ٢۴ ربیع الثانی ۱۴٣٠
برابر با دوشنبه ٣١ فروردین ١٣٨٨
پایان : نیمه شعبان ۱۴٣٠برابر با جمعه ١۶ مرداد ١٣٨٨
مدت طرح : ۱۱۰ روز
تعداد ختم صلوات روزانه ۳۱۴ صلوات
( امام زمان (عج) + 313 نفر یاران ایشان )
انشاء الله
از همه عزیزان برادارن و خواهران دینی و ایمانی
تشکر میکنم که با محبت خودشان و شرکت در این
جشن صلوات ١١٠ روزه
دست رد بر سینه ام نزدند
جا دارد از عزیزان بزرگواری که صادقانه در جهت اطلاع رسانی یاریمان کردند تشکر کنم مدیران محترم سایتها و وبلگهای
خبرگزاری قرآنی ( ایکنا ) - بچه های قلم - همسفر مهتاب - من و دل دویوانه - حریم یاس - عقیق - ایران اسلام - وبلاگ نیوز - شبستان و ....
ردیفهای ٧٧٧ و ٨٨٨ و ٩٩٩ را ببینید
اسامی همراهان عزیز در بخش ادامه مطلب
در پناه حضرت دوست
ادامه مطلب
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها : ختم صلوات ، اهل بیت - امام مهدی (عج)
آقا اجازه !می شود بگویم یک کلام ؟!
به نام حضرت دوست
.
آقا اجازه !
دوباره منم باز هم سلام
بازم دلم گرفته ، بهانه ترا می گیرد مدام
گاه اذان است و دلم می تپد شدید
وقت قنوت دوباره و دعا با خُدام
آقا اجازه !
دوباره سحرها تو نیستی ؟!
با اینکه فضا پر ز نغمه و شوراست و مستی ؟!
چشمم بر افق سرخ ، مانده بیقرار
گویا با چشم یعقوب بسته عهد و دوستی
آقا اجازه !
عجیب بغض دارد این دلم
پیچیده نفس در گلو و حنجرم
تنگ است قفس سینه ز اشتیاق
یک لحظه می شود ترا ببینم ، دلبرم ؟!
آقا اجازه !
حرفها دارم با شما
می شود به نجوا بگویم ، در خفا ؟
من خدمت برسم با خلوص و وفا ؟!
می خواهم با شما بگویم رازها....
آقا اجازه !
کجا ؟! مُردم ز انتظار
جز تو ندارم کسی را در این دیار
می شود لحظه ای صبر کنی منم بیام ؟!
دستم بگیر ای مهربانتر از گل و بهار
آقا اجازه !
می شود بگویم یک کلام ؟!
با عشق و شرم و خجالتِ تمام ؟!
یا تو بیا به نزد من به لطف و مهر
یا من می آیم به نزدت به شوق والسلام
میدا
12/12/87
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : میدا
ساعت ۱۱:٠۱ ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧
خدایا !
به نام حضرت دوست
خدایا!
درهای شهادت را به روی ما بیچاره های وامانده در ظلمت نفسمان نیز بگشای
و چشمان ما را به جمال امام زمانمان (عج) روشن گردان.
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ٢:٢٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۱
تگ ها : اهل بیت - امام مهدی (عج) ، مناجات عارفان















