سرو روان
به نام حضرت دوست
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
![]()
بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم
عصر جمعه هست
و انتظار و دلتنگی
چقدر با هم عجین شده اند این دو در کنار همباران میبارد
این باران چه طراوتی به زمین بخشیده
زمینی که تا چندی پیش سرمای زمستان زندگی را از آن گرفته بودو اکنون وزیدن نسیم بهاری و بارش باران ، حیات را به آن هبه کرده
و جعلنا من الماء کل شیء حی
خدایا !
ای رحیم
ای مومن
ای مهیمن
ای مصور،
ای مجید،
ای مجیب،
ای مبین،
ای مولی،
ای محیط،
ای مصیب،
ای متعال،
ای محیی،
ای متین،
ای مقتدر،
ای مستعان،
ای مبدی،
ای مالکچنان کن که:
دلهای ما مدد اشک عشق به
محمد (ص) و اهل بیتش (ع)
جوانه زند و سبز شود
تا
هم بروید و هم برویاند
یا حسین
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ٦:٠٠ ب.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩
باران رحمت الهی
به نام حضرت دوست
دیروز بار دیگر طنین
استقلال - آزادی - جمهوری اسلامی
آسمان ایران اسلامیمان را پر کرد
خروش عاشقان و شیفتگان حضرت روح الله (ره) و انقلابش
همچون رودخانهای بزرگ بود که سدهای خاکی و رسی سدّ راهش نبود
دیروز عطر حضور عارفانه آنانی که
انقلاب دین بزرگی را از آنان و تا ابد در سینه خود محفوظ دارد
همانان که ولی نعمت و صاحبان اصلی این انقلابند
تمام فضا را عطر آگین کرده بود.
شور و شوق و ایثار را در چشمان تک تک شان موج میزد
و قلبهای سلیم را جذب خود میکرد.
و امروز
باران رحمت الهی
ساعت هاست که باردیدن گرفته
تا بر خرسندی همه فجر آفرینان و حماسه آفرینان بیافزاید
و نیز حیاتی دهد بر مردگان که : مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ
امروز
خویش را در زیر باران آن رحمت و نعمت الهی
رها کردم
سر را به سوی آسمان گرفتم تا لبهای خشکیده ام به قطرات باران تسلّی پیدا کنند
نسیمی خنک صورتم را نوازش داد
شرمنده از خویش شدم
آن یار دیرین در آن لحظات خود نمایی کرد
بغضی گرفته سد راه شد و قطرات اشک با قطرات باران در هم آمیخت
و نهیبی بر خود زدم که
فریاد بر آوردم که
ای حسین - ای معلم آزادگی - ای معلم ایثار و شهادت
امروز ١۵ صفر هست
و هنوز یادمان نرفته ظلمی را که بر شما و خاندان شما در ظهر عاشورا رفت
این نسیم و باران که صورتم را طراوت میبخشد
همچون قطرات اشکی که از سر عشق به حسین (ع)
ریخته میشود که دل مرده مرا زنده میگرداند
السلام علیک یا اباعبدلله
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۱٠:٠٠ ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧



