بای ذنب قتلت
به نام حضرت دوست
آیات سرخ
قصه همان است که بود...
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا...
و مسلمان را حیات در خون است که معنا میشود...
و هر روز شمشیری و نیزهای و تفنگی هست تا قلب مسلمان را نشانه بگیرد...
عشق محمد است که عاشق را سرخ میخواهد و بی سر...
معرکه، روزی طف بود و روزی دیگر فکه و امروز میدان لولو...
گمان کردند اگر مرواریدهایش به خاک بیفتد راه آسمان گم میشود...
دریای خون اما، خروش از فریاد حسین میگیرد که هیهات منا الذله...
بگذار آل سعود این بار سپاه ابرههاش را به کعبهی انسانیت روانه کند...
چه باک که او بالمرصاد است...
و ابابیل در اوج پرواز...
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ٢:٠٠ ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠


