همه هست هستي

حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.


ميهمانان عزيزم كه بر رواق منظر چشمانم قدم نهاده اید ، خوش آمدید



دريچه‌اي به سوي ملكوت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



    حسرت دیدن یک لبخند و بوسیدن یک دست

به نام حضرت دوست

همیشه حسرت جا ماندن از خیر،

وجدانهای سلیم و جانهای پاک را میگداخت.

 

.

.

و اکنون

حسرت یک لبخند !

آری لبخند

.

.

.

بسیجی چرا دیگر

لبخند نمیزنی؟

.

.

.

.

آیا پیدا میشود

آن دست و بازوهایی که امام بر آنها بوسه زد،

و افتخارش در این دنیا آن بود که خود او نیز در دفتر عشق نامش را ثبت کرده

این حقیر غرق در عجز و نیاز گرد پایشان را توتیای چشمان بی فروغم کنم؟

 

.

 

.

.

در پناه حضرت دوست



بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧

    هداياي شما عزيزانم ( ره توشه سفر)    +