همه هست هستي

حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.


ميهمانان عزيزم كه بر رواق منظر چشمانم قدم نهاده اید ، خوش آمدید



دريچه‌اي به سوي ملكوت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



    شهادت و پرواز

به نام حضرت دوست

 

عکس از سایت تخریب چی  http://www.takhribchi.com

خدایا قلبهای ما را جز با شهادت از کار میانداز

الهی آمین

پی نوشت ۱ پنج شنبه ۱۴ آذر ۸۷ ساعت  ۱۰:۰۰ :

متن زیر از دلنوشته های بانوی پرهیزکار و خواهر بزرگوارم
سرکار خانم میدا  نویسنده وبلاگ مهدوی من و دل دیوانه میباشد
که تقدیم کرده اند به تمام 

گل شهدا و دوستانشان  گل


همه درقاب جای گرفته اند و خاطره هایشان در چارچوب یادهاست.
یادگاریهایشان راگم کرده ایم ،
در زیر فرسنگها خاک فراموشی،
آنها را گم کرده ایم ،
کاش تنها یادگاریهایشان را گم کرده بودیم ،

ما ،

خود آنها را گم کرده ایم .
گمان بردیم که عشق را یافته ایم اما ،
ما تنها سراب عشق را یافتیم،
آینه ای از سراب عشق !
در عجبم ، عطر آنها در فضای تنفس ماست ،
اما ما نفس کشیدن را تجاهل می کنیم .
می ترسیم ،
می ترسیم در نفس ما هضم شوند و ما مجبور به دل کندن از آمالهای دور ،

آرزوهای دراز و زندگی تکراری خویش شویم .

کاش آنها که جاودانه شدند،
بودند و ما ، نبودیم ....

کاش ققنوس شدن را بلد بودیم ،
سوختن را ،
خاکسترشدن و از نو زنده شدن را ،
یاد می داشتیم ...

کاش پرواز معنائی بر وجودمان داشت ،
کاش روح و جانمان در فضای عطرآگین عشقی ابدی به معبودی ازلی اوج میگرفت ...

یا ایها الذین عند ربکم ترزقون ،

کاش قاب خاطره ی شما بودیم ....
کاش غبار چهره ی سوخته تان بودیم ....
کاش خاکستر عشقتان بودیم ....
کاش نغمه ملکوتی عروجتان بودیم ....

کاش ، ما ، شما بودیم ....

 

 

 

 

 

 

 

در پناه حضرت دوست



بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٧

    هداياي شما عزيزانم ( ره توشه سفر)    +