همه هست هستي

حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.


ميهمانان عزيزم كه بر رواق منظر چشمانم قدم نهاده اید ، خوش آمدید



دريچه‌اي به سوي ملكوت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



    آن راز تو می یابی ...

به نام حضرت دوست


ای مسافر وادی ایمان

ای رهرو طریق جانان

بار سفرت چیست ؟

دستان تو خالی ست

قصدت به چه جایی ست؟

منزلگی بایست

ترسم که بمانی باز

از نادانی آن راز

از قافله عشاق

آن آیات حق مصداق

چنگی بزن اکنون

بر علم فزون افزون

ای نائره رفتن

باز چرا بستن ؟

این کنج زندان را

این خانه پَستان را

این جسم رهایی کن

این روح خدایی کن

منزلگه تو جنّان

هم صحبت تو جانان

دنیا گذار تو

اُخری قرار تو

بگذر از این دنیا

برگیر ره عقبی

با پیر طریقت شو

زینجا به حقیقت شو

راهت بنمایاند

جانت برهاند

ای تحفه یزدانی

ای آیه عرفانی

بادیده جان بینت

با جهد فراگیرت

آن راز تو می یابی

آن نام تو میخوانی

 

میدا
آذر  72

در پناه حضرت دوست



بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٧

    هداياي شما عزيزانم ( ره توشه سفر)    +