روزهای عاشقی
به نام حضرت دوست
روزهای عاشقی در حال گذر هستند،
روزهای حلول روح در ضیافت تهلیل و تقدیس سپری میشوند
آن هنگام که آفتاب رمضان بر می آمد،
اسرافیل نیز در صور خود دمید،
شاید مردگان روزمرگی زمین از خواب غفلت بیدار شوند!
و در میهمانی تشنگی به دنبال ساقی بروند .
آب کم جو تشنگی آور به دست
تا که آبت ریزد از بالا و پست
روزهای عاشقی در حال گذر هستند،
زهی سعادت که، سالکان طریق دوست از درخت رمضان میوه های بهشتی چیدند و در افطار ،
کام جان را به عطر آن ها معطر ساختند.
روزهای عاشقی در حال گذر هستند،
منتظران عاشق در ماه شریف و کریم و بافضیلت صیام ،
چشم انتظار شب های عاشقی نشستند، و آن هنگام که از راه رسید
بر سجاده ای به وسعت سحر ،
قامت بر نماز بستند و
پیشانی بر خاک کربلا سائیدند و در ذکر قنوت دعای :
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن ...
را خواندند تا مگر روزهای انتظار عاشقان به سرآید .
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٠
روزهای عاشقی- بی تو...
به نام حضرت دوست
بازهم رمضان دیگری بی تو...
بازهم ضیافتی همراه تو بی آنکه بشناسمت...
باز هم فصل نزول ملایکه بر خانه ای
که نمیدانم در کدامین سوی این جهان است...
فصل عبادتی که بی دیدار رویت چیزی کم دارد...
بهارقرآن صامت بی قرآن ناطق...
باز هم رمضان..
یک بار اگر از عمق جان گفته بودم عزیز علی ان اری الخلق و لاتری... شاید سروش دیدارت نسیمی میشد بر دل خسته ام...
چه لطفی دارد که میدانم هر صبح و شام با من همسفره ای...
کنارت بر یک خوان نشستن چه صفایی دارد...
اما... تو که مرا میشناسی آقا...
گاهی نگاهم میکنی؟ ...گاهگاهی به نگاهی دل ما را دریاب!
گاهی کنارم مینشینی؟
گاهی کلامی با من میگویی؟
هر چه باشد با هم به یک ضیافت فراخوانده شدیم...
نمیشنامت اما
تو که مرا میشناسی!
بگذار یکبارنگاهم در نگاهت باشد
یکبار صدایت در گوشم بپیچد...
غم مدار.. نمیشناسمت...
این دل زنگار بسته سنگی هم
چیزی از گرمای نگاهت نخواهد فهمید...
اگر نه
شبها دعایم میکنی اقا؟
دستهایت را که بالا بردی پیش از افطار
میشود خیال من هم از نگاه دعایت بگذرد؟
میشود یکبار بعد از دعای سحرت
برای سحر شدن شب تار دل من هم نجوایی کنی؟
ابوحمزه که خواندی میشود من هم در یاد اشکهایت باشم؟
دلم تنگ است آقا
باز یک رمضان دیگر.. بی تو؟
نقل از وبلاگ : روزهای عاشقی
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠
