همه هست هستي

حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.


ميهمانان عزيزم كه بر رواق منظر چشمانم قدم نهاده اید ، خوش آمدید



دريچه‌اي به سوي ملكوت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



    تنها نِگارُ هدیه ی ربِّ جَلی

به نام حضرت دوست

آقا جانم سلام

 محفل انسی ، اگر ، هست
تنها ، پیش ِ ، تو
قصه ی عشقی ، اگر ، هست
حلقه ِ در ، گیسوی تو
مَحْو ِ ، چشمان ِ ، قشنْگت ،
نه منم ، تنها ، وُ بس
ماهُ ، اَنْجُمْ ، حُورُ ، پَری
خیره بر ،
حُسْن ِ ، دلآرای تو ، بس 

محبوب من
گر ، زنان ِ مِصْر، در ، جمال ِ ، یوسفی
جمله ، مَدْهُوشْ ،
انگشت ِ ، خود ،بُبْریده اند
درخم ِ ، ابرو وخال ِ ، هندوی لبت
جمله ، هستی
غرق ِ ، در خونِ ، سر و دلْ ، توأمند
پیش تو ، بی نام ، از هر ، نامدار،
نامی تر است
در کمندِ ، عشق تو ، صدها ، دل ِ
صاحب ، فر است

آرام جان
خنده یا گریه ، چه فرقی ، میکند

ای شمس الضحی
هر زمان ، نور رُخَتْ ، بر ما ، دمد

شیرین لقا
نور در ،تَکْبیرَةُ الْاِحْرام ِ  تو
حین ِ‌ ، نماز ِ ، عاشقی
پُر کند، ارض و سما را
هم ، ز یاسُ ، نرگسی

نور دیده
یک جهان است ، یکی ، مهدی
یکی اختر ، یکی ، نور ِعلی
دل یکیُّ ، دلبر ، یکی  
تنها نِگارُ ، هدیه ی ، ربِّ جَلی

اهل عالم ، مژده بادا
آمد آن ، سبط ِ ، ولی
کی شود ، آید ، به گوش
این ، ندای سرمدی

در پناه حضرت دوست



بينواي غرق در عجز و نياز : میدا
ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

    هداياي شما عزيزانم ( ره توشه سفر)    +