گفتم - گفتی...
به نام حضرت دوست
گفتم: آرزوها دارم!
گفتی: لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ
(نیکی را در نخواهید یافت تا آنگاه که از آنچه دوست می دارید انفاق کنید)
سوره مبارکه آل عمران
آیه نورانی 92
"خوشی "هایت را به جان به باد خزان بسپار،
تا "نیکی" هایم را با باد صبا به قلبت بسپارم؛
که در نیکی،
خوشی هم هست...! *
میلاد با سعادت امام حسن مجتبی (ع)
کریم اهل بیت اسوه نیکوکاری و نیکوکاران
بر آنان که بر مولای خویش اقتدا کردند مبارک باد.
×××××××××××××××××
پی نوشت 1 : - جمعه 18 رمضان
امید کهقدر خویش را به اندازه صاحب این شب درک کنیم
نه به اندازه قدر خویش
پی نوشت 2 :
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز سهشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠
حلول ماه رمضان - امروز همه تویی
به نام حضرت دوست
گفتم دلُ دین بر سر کارت کردم
هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا، تو که باشی که کنی یا نکنی
آن من بودم که بی قرارت کردم!
آن کس که تو را شناخت، جان را چه کند؟
فرزندُ عیالُ خانمان را چه کند؟
دیوانه کنی، هر دو جهانش بدهی
دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند؟
ای در دل من میلُ تمنا، همه تو!
واندر سر من مایه ی سودا، همه تو!
هر چند به روی کار در مینگرم
امروز همه توییُ فردا همه تو!
خواجه عبداله انصاری
×××××××××
در پناه حضرت دوست
پی نوشت:
1 -
غبطه میخورم
به آنان که از نهر رجب جرعه جرعه نوشیدند
و
سرود انتظار را در شعبان عاشقانه زمزمه کردند
و
اکنون که میزان مهربان ِ رمضان به استقبال شان آمده,
خود را در آغوش او رها میکنند.
شما ره یافتگان برای
جاماندگان آنان که در پی پیدا کردن خود
در کوچه پس کوچه های زندگی روزمره
خود ِ خویش را نیز گم کردند
دعا کنید تا
هم خویشتن را پیدا کنند و هم دیگران آنان به فراموشی نسپارند.
8-5-90
2 -
عارف واصل : مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
هزار غم به دل صاحبخانه است،
که یکی به دل مهمان راه ندارد،
در زندگی،
خودت را مهمان خدا بدان تا راحت شوی،
مهمان خوبی باشیم
10-9-90
21:45
3 -
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠
و من آمدم؛ سراسیمه.
به نام حضرت دوست
سالهاست در جستجوی سایه ساری که پناه سرگردانی هایم شود،
جای جای هستی را کاویده ام.
هیچ تکه ای از هستی،
این پرستوی آواره را در حلاوت آرامشی مهمان نکرد!
همه از تو گفتند.
گفتند تو هستی.
گفتند تو پناه همه سرگردانی ها می شوی.
و من آمدم؛ سراسیمه.
خوانده ام که هرکس شیرینی محبتت را بچشد، جز تو نخواهد گزید.
سالهاست که با پاهای برهنه ارادتم، بیابان های شوق را می دوم
تا مگر قطره ای از آن زلال حیات آفرین در جان شیفته ام بچکد
و رویش معرفت را در ترکهای بیابان بایر روحم حس کنم.
خوانده ام که تو از میان خلق،
کسانی را بر می گزینی برای مناجات با خود،
دستهای ملتمسم را و چشمهای بارانی ام را وعده داده ام که دوست ما را نیز خواهد دید.
خوانده ام آنان که برمی گزینی شان "جباهم ساجدة" هستند،
پیشانی بر خاک مذلت نهاده ام.
خوانده ام آنان که برمی گزینی شان "عیونهم ساهرة" هستند،
بهم آمدن را از چشمها دریغ داشته ام.
اما خوانده ام که "قلوبهم متعلقة بمحبتک"
و دیده ام که اینبار تو خود اگر یاری ام نکنی،
زورق کوچک و پریشان قلبم در امواج سهمگین نادانی ها در هم شکسته خواهد شد.
می بینی کوچکی مرا و می بینی اشتیاق مرا.
مپسند که بی چشیدن جرعه ای از نوشداروی محبتت از درت رانده شوم.
خدا بیامرز و ببر
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩
تگ ها : مناجات با خدا
و فدیناه بذبح عظیم
به نام حضرت دوست
ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و از هر دو جهانم بستان
با هر چه دلـــــــــم قرار گیرد بی تو
آتش به من انـــــدر زن و آنم بستان
***********
امروز حلول ماه ذی الحجه الحرام است
2 سال قبل از هجرت پیامبر
پیوندی آسمانی روی داد
62 سال و
چهل صباح پس از آن رخداد آسمانی
خواهیم رسید به :
و فدیناه بذبح عظیم
![]()
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٩
