لقاء تو بود نور دو دیده
به نام حضرت دوست
********
پی نوشت:
الهی
مرا سهم محبت بی عدد ده
باین دنیا و آن دنیا مددهمرا همت ز غیر تو بریده
ره همت بسوی تو کشیدهبجز تو رغبتی اندر دلم نیست
بجز عشقت در این آب و گلم نیستتو می باشی مرا در روح و جانم
توئی نور شبستان روانمبه عشقت من یکی شب زنده دارم
ندارد خواب چشمم بهر یارملقاء تو بود نور دو دیده
دل از غیر تو ای جانان بریدهبود وصل تو دیرین آرزویم
شراب عشق ریزان در سبویممن و این دل سراپا شوق دیدار
من و این دیده در راه تو بیدارمن و دل شیفته در عشق جانان
من و هستی من قربان آن جاننباشد میل من جز در هوایت
ندارم آرزویی جز رضایتبدیدار تو دل غرق نیاز است
روان از هجر تو در سوز و ساز استجوارت آرزوی این فقیر است
وصالت مقصد این مستجیر استمرا قرب تو تنها گشته مقصود
که هرکس با تو نبود ، هست مردود
در پناه حضرت دوست
بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ق.ظ روز سهشنبه ٧ آبان ۱۳۸٧

