همه هست هستي

حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.


ميهمانان عزيزم كه بر رواق منظر چشمانم قدم نهاده اید ، خوش آمدید



دريچه‌اي به سوي ملكوت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



    با من بگو کبوتر ...

به نام حضرت دوست

 

پرنده‌ای بودی چون دیگر پرندگان
آزاد در بند خودت

*
مخلوقی شدی نه چون دیگر...

*
*
*

آی کبوتر!
چگونه دانستی اگر قدر بال نشناسی، وبال است و گر بشناسی،تعال؟
چگونه دانستی اگر جای بال نشناسی،زمین جا ندارد و گر بشناسی،آسمان هم جا ندارد؟

وای کبوتر!
کدامین چله‌نشینی،بر گنبدهای آسمان مبعوثت کرد؟
بهشت‌های دنیا را وعده‌ات دادند و جلد شدی یا جلد شدی و آنگاه وعده‌ات دادند؟
از استجابت هفت طواف کدام کعبه،بر خودِ طواف،وقف شدی؟ 
چه سرّی نهفته داری که بر هر حَرَمی،محرَمی؟

کبوتر حرم!
از غربت و تنهایی،قرین غربت بقیع گشتی یا
رضای به تنهایی،قریب رضای(ع) غریبت نمود؟

کبوتر کبود کربلا!
نکند تو امتداد خون‌دل های آن غلام شکسته‌دل عاشورایی؟

کبوتر نجیب نجف!
نکند تو دمی علی(ع) را شناختی و عمری مرید و ...
وای!

*

کبوتر نامه‌رسان امانتدار!
دل‌نامه ای دارم به مقصد آخرین امانتی عالم ...
می رسانی؟!
....

 

نی لبک - از نیستان

در پناه حضرت دوست



بينواي غرق در عجز و نياز : سید محسن
ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧

    هداياي شما عزيزانم ( ره توشه سفر)    +