عرفه روز معاشقه نفس با خدا

به نام حضرت دوست

 

images?q=tbn:ANd9GcTvUaRPBfz5zcBvd_AJ3vTka-atTv6mSIUTPKy9hIARuVthwSVs

 

 سالهاست در جستجوی سایه ساری که پناه سرگردانی هایم شود،

جای جای هستی را کاویده ام.

هیچ تکه ای از هستی،

این پرستوی آواره را در حلاوت آرامشی مهمان نکرد!

همه از تو گفتند.

گفتند تو هستی.

گفتند تو پناه همه سرگردانی ها می شوی.

و من آمدم؛ سراسیمه.

خوانده ام که هرکس شیرینی محبتت را بچشد، جز تو نخواهد گزید.

سالهاست که با پاهای برهنه ارادتم، بیابان های شوق را می دوم

تا مگر قطره ای از آن زلال حیات آفرین در جان شیفته ام بچکد

و رویش معرفت را در ترکهای بیابان بایر روحم حس کنم.

خوانده ام که تو از میان خلق،

کسانی را بر می گزینی برای مناجات با خود،

دستهای ملتمسم را و چشمهای بارانی ام را وعده داده ام که دوست ما را نیز خواهد دید.

خوانده ام آنان که برمی گزینی شان "جباهم ساجدة" هستند،

 پیشانی بر خاک مذلت نهاده ام.

خوانده ام آنان که برمی گزینی شان "عیونهم ساهرة" هستند،

بهم آمدن را از چشمها دریغ داشته ام.

اما خوانده ام که "قلوبهم متعلقة بمحبتک"

و دیده ام که اینبار تو خود اگر یاری ام نکنی،

زورق کوچک و پریشان قلبم در امواج سهمگین نادانی ها در هم شکسته خواهد شد.

می بینی کوچکی مرا و می بینی اشتیاق مرا.

مپسند که بی چشیدن جرعه ای از نوشداروی محبتت از درت رانده شوم.

 

خدا بیامرز و ببر

در پناه حضرت دوست

/ 7 نظر / 26 بازدید
بازباران

وخدا فرمود من از همه مشتاق ترم به شما................باسلام.دهه ولایت مبارک.به روزیم.التماس دعای فرج

سایه

سلام یاد قدیما کردم مثل همیشه وبلاگ شما از اولین جاهائی بود که سر میزدم رفتم روی اسم وبلاگم که لینکش تو وبلاگتون هست.نوشته بود "مادری رنج کشیده . خدایا ابوالفضلش رابرایش حفظ کن " دلم لرزید یه زمانی چقدر ازاین دعا خوشحال میشدم اما حالا...... آقا سید خواستم بابت حضور وهمدردیتوت واظهار لطفتون به بنده وخانواده ازتون تشکر کنم .انشاءالله خدابچه های شما رو سالم وصالح نگه داره به امید دیدار یاعلی

گل شقايق

منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟ تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟ هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟ که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟! آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟ بگو جز من ک

بازباران

وکاش من خودم را میشناختم.............. ای کاش بخشیده شوم..............باسلام وعرض تبریک عید غدیر.بادومطلب به روزیم ومنتظر نظرات سازنده شما.التماس دعای فرج[گل]

ماری

دوستان: می خوایم قدمی برداریم به سمت سفینه النجاه. می خوایم درسهای عاشورا رو برای خودمون یادآور بشیم. می خوایم علت و فلسفه ی اصلی گریه بر سیدالشهدا رو بفهمیم. می خوایم الگوهای نهضت رو بررسی کنیم. می خوایم در یک کلام کربلایی بشیم. پس یا علی.... با ما همراه باشید. در قدم اول هرکسی از دوستان برای سوال هامون جوابی داره خوشحال میشم بیان کنه. سوال 1- چرا ما برای امام حسین گریه می کنیم؟ چه نیازی به این اشکها؟؟ سوال 2- چرا امام حسین مثل پدر و برادرش سکوت و صلح نکرد و قیام کرد؟

سعیده عباسی

سلام دوست گرامی عزاداری هایتان قبول ... با دلنوشته ای عاشورایی به روزم و منتظر حضور پرمهرتان