لبیک اللهم لبیک،

به نام حضرت دوست

 

لبیک اللهم لبیک،

لبیکلا شریک لک لبیک،

ان ‌الحمد و النعمه لک و الملک

لبیک لا شریک لک لبیک.

 

بار دیگر اذن دادند و لحظه تشرف نزدیک است،

و بهشت روی زمین پیش روی.

دلم مشتاق، آرام و قرار ندارد

گویا همچون پرنده ای میخواهد ،

قفس تنگ سینه را ترک کند و پر بکشد

و خود را در آسمان آبی و بیکران رها کند .

و عاشقانه به گرد حرمش طواف کند.

 

به کعبه راهم ندادند

اما به حرم مولایم اذن تشرف دادند.

نایب الزیاره همه عزیزان خواهم بود.

در پناه  حضرت دوست

/ 25 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مُترَِصِّد

چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند بردند به میزان عمل سنجیدند بیش از همه کس گناه ما بود ولی آن را به محبت علی بخشیدند سلام علیکم عیدتان مبارک التماس دعای خاص یا الله...[گل][گل]

نی لبک

سلام سید عزیز وقتی نام نیستانکم را هنوز با همه دیری و دوری ام بر نردبان نزدیک گوشتان می بینم، شرمسار میشوم...بر من ببخشایید اگر آوای کمکرنگم را دریغ داشته ام از بی وجود بی نیاز شما...امشب اما شادم که به تبریک این شب بزرگ به زیارت آمده ام عیدتان مبارک و میمون

سایه

سلام آقا سید عیدتون مبارک .من معمولا از بجه سیدا تو این عید ته کیسه ای میگیرم اما از شما هم می خوام عیدی من یه پام کوچولو تو وبلاگم باشه تا به دیدارتون دلخوش باشم به امید دیدار زیارتتون قبول یاعلی

رعنا

سلام سید آسمونی عیدتون مبارک باشه در پناه آقا امیرالمومنین باشین همیشه عیدی ما چی شد؟ سالهای قبل یادمه توی وبلاگتون عیدی میذاشتین، دیگه نمیذارین؟ ما به همینم قانعیم التماس دعا

عقیق

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین علی ابن ابیطالب و الائمه المعصومین علیه و علیهم السلام. سلام سید بزرگوار عید سعید غدیر بر خاندان شوریده مبارک[گل] التماس دعا

باسلام مطالب خوبی نوشته اید. ما برای ماه محرم برنامه ای ترتیب داده ایم ممنون می شویم اگربه وبلاگ ماتشریف بیاوریدوپیشنهادتان رابدهید.باتشکّر

باسلام مطالب خوبی نوشته اید. ما برای ماه محرم برنامه ای ترتیب داده ایم ممنون می شویم اگربه وبلاگ ماتشریف بیاوریدوپیشنهادتان رابدهید.باتشکّر

سرای دوستی

خوشا به حال دلت آقا سید ، کاش من مست نگاهش میشدم فارغ از کون و مکانش می شدم کاش او یک دم به من رخ مینمود . . . . خوشا به حالت سید

سرای دوستی

خوشا به حال دلت آقا سید ، کاش من مست نگاهش میشدم فارغ از کون و مکانش می شدم کاش او یک دم به من رخ مینمود . . . . خوشا به حالت سید

سید محسن

نخست : هنگامیکه به پستی تن می داد تا بلندی یابد دوم : آنگاه که در برابر از پاافتادگان ، میپرید سوم : آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید چهارم : آنکه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند ، خود را دلداری داد پنجم : آنگاه که از ناچاری ، تحمیل شده‌ای را پذیرفت و شکیبایی‌اش را ناشی از توانایی دانست ششم : آنگاه که زشتی چهره‌ای را نکوهش کرد ، حال آن که یکی از نقاب‌های خودش بود هفتم : آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت جبران خلیل جبران-- -- ================================ خشم کن اما ز فریادم مپرهیزان من که فردا خاک خواهم شد چه پرهیزی خوب می دانم سر انجامم چه خواهد بود